فهرست
انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۶
بازدید: 20
بدون دیدگاه

سر رفتن حوصله کلی فایده دارد !

سر رفتن حوصله کلی فایده دارد !

ماه ایران: سر رفتن حوصله کلی فایده دارد !

سر رفتن حوصله یکی از مشکلات بزرگ و عذاب آور اکثر جوانان است اما جالب است بدانید سر رفتن حوصله کلی فایده دارد .

فواید جالب سر رفتن حوصله

گاهی در زندگی مشکلی نداریم جز این که فقط حوصله مان سر رفته است. کاری نداریم بکنیم و زندگی روزمره و هم صحبتی با نزدیکانمان هیجانی در ما بر نمی انگیزد. همه چیز خوب است اما حال خوبی نداریم. دنبال چیز بیشتری هستیم اما در عین حال نمی دانیم دقیقا چه می خواهیم.سر رفتن حوصله

“حوصله ام سر رفته! ” هیچ وقت در صدای یک کودک به اندازه ی وقتی که این واژه ها را می گوید چنین ناراحتی و رنجشی را نمی شنوید. سر رفتن حوصله همیشه هم بد نیست. وقتی کودک بودیم، فکر این که حوصله مان سر برود هم تحمل ناپذیر بود. اما حالا، به عنوان بزرگ سال، آن قدر چیزهای زیادی در زندگی مان جریان دارد که بی حوصلگی دیگر جز گزینه های ممکن نیست – چیزهای زیادی که حواس مان را پرت می کنند، مسئولیت ها، و فناوری که با لمس انگشت سرگرم مان می کند-.

فواید سر رفتن حوصله 

متاسفانه، پژوهش ها نشان می دهند سر نرفتن حوصله باعث می شود ما بزرگ ترها چیزهای زیادی را از دست بدهیم.

در این نوشتار می خوانیم چرا ایده ی خوبی است که از فعالیت های همیشگی دور شویم و مدتی حوصله مان سر برود:

۱٫ می تواند شما را خلاق تر کند.

پژوهشگران معتقد هستند سر رفتن حوصله می تواند به بعضی از بدیع ترین فکرهای ما بینجامد.

در طول پژوهشی که توسط یک روان شناس انگلیسی به نام سندی من انجام شد، پژوهشگران به شرکت کنندگان وظایف کسل کننده ی مختلفی دادند تا کامل کنند و سپس از آنها خواستند از تفکر خلاقانه شان استفاده کنند. شرکت کنندگانی که کسل کننده ترین وظایف را داشتند- خواندن لیست تماس های تلفن- جالب ترین استفاده ها را برای فنجان های پلاستیکی ابداع کردند، که این آزمون استاندارد تفکر واگرا است.

مَن می گوید این بی حوصلگی، ذهن آدم ها را به پرسه زدن تشویق می کند، و آنها را به روش های بیش تری برای تفکر خلاقانه و تداعی گرا سوق می دهد.

۲٫ اجازه می دهد وقتی چیزی برای تان مناسب نیست، متوجه شوید.

یک پژوهشگر و استاد فلسفه به نام آندریاس الپیدرو، در مجله ی روان شناسی مقاله ای دارد که مرجع بسیاری از پژوهش ها است. او در این مقاله توضیح می دهد، سر رفتن حوصله”مانند یک حالت تنظیم کننده عمل می کند که یک فرد را هم سو با پروژه های اش نگه می دارد.”

او می نویسد”اگر فردی حوصله اش سر نرود، در تله ی اوضاع و احوال نارضایت بخش گیر می کند، و تجربه هایی را از دست می دهد که از نظر هیجانی، شناختی، و اجتماعی مفید هستند. بی حوصلگی هم یک نشانه ی هشداردهنده است که کاری را که می خواهیم، انجام نمی دهیم، و هم یک ‘فشار’ است که به ما انگیزه می دهد اهداف و پروژه های مان را تغییر دهیم.”

۳٫ باعث می شود بیش تر هدف گرا باشید.

پژوهشگران اروپایی و امریکایی دریافته اند وقتی ذهن آدم ها پرسه می زند و به آن چه اطراف شان در جریان است فکر نمی کنند، بیش تر احتمال دارد به آینده فکر کنند.

آدم ها اغلب اوقات هنگام خیال بافی در فرآیندی به نام “طرح ریزی زندگی نامه” اهداف آینده شان را طرح ریزی و پیش بینی می کنند.

۴٫ می تواند کمک کند بهره ورتر باشید.

پژوهشگران در دانشگاه برایلان اخیرا کشف کردند خیال بافی روی انجام وظایف تاثیر مثبتی دارد.

پژوهشگران قسمتی از مغز را که هم مسئول “کنترل فکر” و هم مسئول “آزادسازی فکر” است تحریک کردند و از این طریق رفتار پرسه ی ذهن را افزایش دادند. این پژوهشگران پی بردند خیال بافی نه تنها به توانایی موفقیت فرد در یک وظیفه ی معین آسیبی نمی رساند، بلکه به آن کمک می کند.

۵٫ از شما آدم بهتری می سازد.

پژوهشگران در ایرلند معتقد هستند سر رفتن حوصله می تواند باعث شود کارهای نوع دوستانه انجام دهیم.

آن ها در پژوهش های شان پی بردند ما زمانی حوصله مان سر می رود که نمی توانیم معنی فعالیت ها و شرایط مان را درک کنیم. این پژوهشگران می گویند سر رفتن حوصله ما را برمی انگیزد تا برای بازتعریف مفهوم وجودمان جای دیگری را جست وجو کنیم.

این پژوهشگران پی بردند بی حوصلگی باعث می شود بیش تر احتمال داشته باشد آدم ها در رفتارهای جامعه دوستانه مثل کمک به خیریه و اهدای خون شرکت کنند تا حس مفهوم وجودشان را بازتعریف کنند.

۶٫ می تواند برای شادی مان ضروری باشد.

هرچند فیلسوف ارجمند برتراند راسل حدود ۹۰ سال قبل به ضروریات یک زندگی شاد فکر کرده بود، اما مشاهدات او درباره ی میزان ظرفیت ما برای بی حوصلگی، امروز هم مانند هر زمان دیگری صحیح به نظر می رسد:

“زندگی پر از هیجان زندگی ای طاقت فرسا است، که در آن همیشه محرک های قوی تری لازم است تا هیجانی را که تصور می شود بخش ضروری لذت است، فراهم کند.

“فردی که به هیجان خیلی زیاد عادت دارد مثل فردی است که ولعی سیری ناپذیر به فلفل دارد، کسی که در نهایت نمی تواند حتی تندی مقدار فلفلی را حس کند که باعث خفگی هر فرد دیگری می شود. عنصر بی حوصلگی بخش جدایی ناپذیر خودداری از هیجان خیلی زیاد است، و هیجان بیش از حد نه تنها سلامت تان را تضعیف می کند، بلکه ذائقه تان را از هر نوع لذت دل زده می کند، باعث می شود غلغلک جای رضایتمندی عمیق درونی را، باهوشی جای عقل را، و شگفتی های زننده جای زیبایی را بگیرد.

“من نمی خواهم اعتراض به هیجان را به حد افراط برسانم. میزان مشخصی از آن ضرری ندارد و لازم است، اما مانند هر چیز دیگری، موضوع کمیت است. ممکن است هیجان خیلی کم باعث ایجاد ولع سیری ناپذیر شود، هیجان بیش از حد باعث فرسودگی خواهد شد. از این رو میزان مشخصی بی حوصلگی پایدار برای یک زندگی شاد ضروری است، و یکی از چیزهایی است که باید به جوانان آموزش داده شود.”

منبع:بازده

بدون دیدگاه

Comments are closed.

مطالب برگزیده سایت

# ## #